فضای اقتصادی ایران در سالهای اخیر با متغیرهایی مواجه بوده که پیشبینیپذیری را به حداقل رسانده است؛ نوسانات شدید بازار، تغییرات مداوم قوانین، محدودیتهای بینالمللی و فشارهای تأمین مالی، بسیاری از کسبوکارها را در موقعیتی قرار داده که بقا به دغدغهای روزمره تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا بحران وجود دارد یا نه، بلکه این است که کسبوکارها چگونه با بحران زندگی میکنند؟ یکی از خطاهای رایج در مدیریت، انتظار بازگشت سریع به شرایط پایدار است. تجربه نشان داده است که در اقتصادهای پرریسک، ثبات دائمی نبوده و مقطعی و شکننده است.
کسبوکارهای تابآور، ناپایداری را بهعنوان یک واقعیت پذیرفتهشده در نظر میگیرند و ساختارهای خود را متناسب با آن بازطراحی میکنند.
در شرایطی که دادهها ناپایدار و متغیرها غیرقابلکنترلاند، پیشبینیهای قطعی جای خود را به تفکر سناریومحور میدهند. مدیران موفق بهجای پرسیدن «چه خواهد شد؟» میپرسند: اگر این سناریو رخ دهد، چه گزینههایی داریم؟ اگر شرایط بدتر شود، کدام بخشها باید تقویت شوند؟ اگر فرصت غیرمنتظرهای ایجاد شود، چقدر آمادگی استفاده از آن را داریم؟ این تغییر نگاه، تفاوت میان تصمیمهای واکنشی و تصمیمهای هوشمندانه را رقم میزند.
در نگاه سطحی، تنوع فعالیتها ممکن است بهعنوان پراکندگی منابع تلقی شود. اما در واقعیت، تنوع هدفمند میتواند بهعنوان یکی از ابزارهای مدیریت ریسک عمل کند.کسبوکارهایی که وابستگی کامل به یک بازار، یک محصول یا یک زنجیره تأمین دارند، در برابر شوکها آسیبپذیرترند. در مقابل، سازمانهایی که سبد فعالیت متوازن و مکمل دارند، امکان جبران، تطبیق و بازتوزیع منابع را خواهند داشت. تنوع را میتوان با چشمانداز بلندمدت همراستا دانست.
تجربه نشان داده است که تفاوت اصلی میان کسبوکارهای موفق و ناموفق در بحران، اندازه آنها و یا میزان سرمایه اولیه نیست؛ بلکه توان بازطراحی مدل تصمیمگیری، ساختار و اولویتهاست. بنابراین تابآوری هوشمند برابر است با پذیرش واقعیتهای ناپایدار، تصمیمگیری مبتنی بر سناریو،نگاه بلندمدت به منابع و بازطراحی مداوم بهجای انتظار برای ثبات.
این نگاه، حاصل تجربه مجموعههایی است که سالها در صنایع مختلف، با واقعیتهای اقتصاد ایران زندگی کردهاند.