چرا منطق تصمیم‌گیری در هر صنعت یکسان نیست؟

در تحلیل‌های اقتصادی، اغلب از «شرایط کلی کشور» صحبت می‌شود؛ گویی همه صنایع به یک اندازه و با یک منطق تحت تأثیر نوسانات قرار می‌گیرند. اما تجربه نشان می‌دهد که در اقتصاد ایران، هر صنعت منطق بقا، ریسک و فرصت مخصوص به خود را دارد و تصمیم‌گیری یکسان برای همه آن‌ها، می‌تواند به خطاهای پرهزینه منجر شود.

شناخت تفاوت‌های ساختاری صنایع، یکی از پیش‌نیازهای مدیریت هوشمند در فضای ناپایدار است.

صنایع سرمایه‌بر؛ مسئله نقدینگی و زمان

صنایعی مانند نفت، پتروشیمی، فلزات و معادن، با سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت، دوره بازگشت طولانی و وابستگی بالا به زیرساخت‌ها شناخته می‌شوند. در این صنایع، توقف یا تغییر مسیر ناگهانی، معمولاً هزینه‌هایی بسیار بیشتر از ادامه‌ی کنترل‌شده فعالیت دارد.

در شرایط ناپایدار، رویکرد غالب در این صنایع نه خروج شتاب‌زده، بلکه مدیریت زمان، کنترل هزینه‌های ثابت و حفظ حداقل ظرفیت عملیاتی است؛ حتی اگر سودآوری کوتاه‌مدت کاهش یابد.

صنایع تولیدی و تأسیساتی؛ انعطاف در زنجیره تأمین

در صنایعی مانند تأسیسات گرمایشی و سرمایشی یا خودروسازی، مسئله اصلی اغلب دسترسی به قطعات، مواد اولیه و نیروی متخصص است. تغییرات نرخ ارز، محدودیت‌های وارداتی و اختلال در لجستیک، این صنایع را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد.

کسب‌وکارهای موفق در این حوزه، با متنوع‌سازی تأمین‌کنندگان، داخلی‌سازی تدریجی و طراحی جایگزین‌های فنی، وابستگی خود را به یک مسیر خاص کاهش می‌دهند.

صنایع غذایی؛ ثبات تقاضا، فشار حاشیه سود

صنایع غذایی از معدود حوزه‌هایی هستند که حتی در شرایط رکود، با تقاضا مواجه‌اند. با این حال، این ثبات تقاضا به‌معنای امنیت کامل نیست. افزایش هزینه‌های تولید، قیمت‌گذاری دستوری و حساسیت اجتماعی، حاشیه سود این صنعت را به‌شدت تحت فشار قرار می‌دهد. در این فضا، تمرکز بر بهره‌وری عملیاتی، کاهش ضایعات و بهینه‌سازی زنجیره توزیع به‌جای توسعه شتاب‌زده، اولویت پیدا می‌کند.

پروژه‌های پیمانکاری و ساختمانی؛ مدیریت ریسک قراردادی

در پروژه‌های پیمانکاری و ساختمانی، ناپایداری اقتصادی بیش از هر چیز در قالب ریسک‌های قراردادی بروز می‌کند؛ تأخیر در پرداخت‌ها، تغییر قیمت مصالح و عدم قطعیت در برنامه‌های توسعه‌ای. تمرکز بر انتخاب دقیق قراردادها، تعدیل ریسک‌ها و مدیریت نقدینگی به‌جای افزایش حجم پروژه‌ها، سبب پایداری شرکت‌ها در این حوزه خواهد شد.

کشاورزی و لجستیک؛ وابستگی به عوامل بیرونی

در کشاورزی و لجستیک، متغیرهایی خارج از کنترل مستقیم مدیران ازجمله شرایط اقلیمی و سیاست‌های حمل‌ونقل، نقشی تعیین‌کننده دارند. تاب‌آوری در این صنایع، بیش از هر چیز نیازمند برنامه‌ریزی منعطف، ذخیره‌سازی هوشمند و هماهنگی میان حلقه‌های زنجیره ارزش است.

در شرایط ناپایدار، موفقیت کسب‌وکارها نه در تعمیم یک نسخه واحد، بلکه در شناخت منطق خاص هر صنعت نهفته است.

سازمان‌هایی که تفاوت‌های صنعتی را در تصمیم‌گیری لحاظ می‌کنند، به‌جای واکنش‌های هیجانی، مسیرهای واقع‌بینانه‌تری برای ادامه فعالیت و رشد تدریجی انتخاب می‌کنند.

در نهایت، تاب‌آوری صنعتی یعنی فهم این واقعیت ساده اما حیاتی: همه صنایع در یک اقتصاد فعالیت می‌کنند، اما همه با یک منطق زنده نمی‌مانند.